الملا فتح الله الكاشاني

315

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( لَكُمْ ) * براى شما * ( إِذَا انْقَلَبْتُمْ ) * چون باز گرديد شما از سفر * ( إِلَيْهِمْ ) * بسوى ايشان و گويند كه مراد به آنها جندب بن قيس و امثال او بودند كه بعد از رجوع پيغمبر ( ص ) و اصحاب او به مسجد آمده قسم ياد كردند كه ما بر خروج قادر نبوديم حقتعالى قبل از وقوع از اين خبر داد كه عنقريب سوگند خورند بدروغ * ( لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ ) * تا روى بگردانيد از عتاب و سرزنش ايشان * ( فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ ) * پس اعراض كنيد از ايشان و بگذاريد ايشان را * ( إِنَّهُمْ رِجْسٌ ) * بدرستى كه ايشان پليدند و نكوهيده و توبيخ و ملامت كه سبب ميل بتوبه و انابه است در حق ايشان مفيد نيفتاد زيرا كه خبث آنها پذيرندهء تطهير نيست * ( وَمَأْواهُمْ جَهَنَّمُ ) * و جاى ايشان دوزخ است بدانكه جملهء اولى كه مؤكد به آنست علة اعراض و ترك معاتب است و ثانيه از تتمهء تعليل فكانه قال ( انهم ارجاس من اهل النار لا ينفع فيهم التوبيخ فى الدنيا و الآخرة ) و يا تعليل ثانى است و معنى آنكه آتش دوزخ كافيست ايشان را در توبيخ و عتاب پس ترك عتاب ايشان كنيد كه پاداش خواهد داد ايشان را به آتش دوزخ * ( جَزاءً ) * پاداش دادنى * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * به آنچه بودند كه كسب ميكردند از كفر و نفاق و ميتواند بود نصب جزاء بر علية باشد * ( يَحْلِفُونَ ) * سوگند ميخورند منافقان * ( لَكُمْ ) * براى شما * ( لِتَرْضَوْا ) * تا بدان خوشنود شويد * ( عَنْهُمْ ) * از ايشان و از تعرض شما ايمن شوند مرويست كه ابن ابى بعد از رجوع آن حضرت سوگند ياد كرد كه ديگر در هيچ سفر از آن حضرت تخلف نكند و عبد اللَّه بن ابى سرح نيز سوگند به همين نوع خورد و حقتعالى فرمود كه سوگند ايشان براى طلب رضاى شما است نه براى خوشنودى خدا * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس اگر خوشنود شويد اى مؤمنان * ( عَنْهُمْ ) * از منافقان دروغگوى * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خدا * ( لا يَرْضى ) * خوشنود نميشود * ( عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ ) * از گروه فاسقان يعنى رضاى شما مستلزم رضاى الهى نشود و رضاى شما با وجود خشم خداى ايشان را سود ندارد مراد از آيه نهى مؤمنانست كه از ايشان راضى نشوند و بعذرهاى ايشان مغرور نگردند بعد از امر باعراض و عدم التفات بجانب ايشان مىفرمايد * ( الأَعْرابُ ) * عربان باديه نشين كه نشو و نماى ايشان در بيابانها باشد مراد بنو تميم و بنو اسد و عطفان و اعراب حوالى مدينه‌اند نه تمام اهل باديه بلكه اين جميع مخصوص است أشدّ كفرا و نفاقا سختتراند از روى كفر و نفاق و كفر ايشان از اهل حضر بيشتر است بجهة آنكه متوحشند و سختدل